صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
315
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) پيامبر روح دلاورى را در لشكر برمىانگيزد پيامبر به مسلمانان دستور داد ، پيش از فرمان او به نبرد نپردازند . خود ، شخصا با دو دست لباس زرهى به ميدان آمد و يارانش را به جنگ ، دلاورى و بردبارى در مقابل دشمن ، تشويق نمود و روح حماسه و شهامت را به آنان بخشيد . سپس شمشيرى بران از نيام كشيد و يارانش را صدا زد : كيست اين شمشير را بگيرد و حقّش را ادا كند ؟ جمعى از جمله : على بن ابى طالب ، زبير بن عوام و عمر بن خطاب بپاخاستند كه آن را دريافت بدارند . اما ابو دجانه « 1 » سماك پسر خرشه برخاست ، گفت : حقّ اين شمشير چيست ؟ پيامبر گفت : آن كه : صورت دشمن را با آن بزنى تا خم گردد . ابو دجانه گفت : من ، مىگيرم و حقّش را ادا مىكنم . پيامبر شمشير را به او داد . ابو دجانه ، مردى شجاع بود و هنگام نبرد طرف را مىفريفت [ و درماندهاش مىكرد ] . ابو دجانه دستار قرمزى داشت [ مشهور به دستار مرگ ] كه هرگاه آن را به سر مىبست ، مردم مىفهميدند كه تا دم مرگ خواهد جنگيد . وقتى شمشير پيامبر را به دست گرفت ؛ آن دستار را به سر بست و در ميان صفها با ناز و تبختر راه رفت . پيامبر كه او را ديد فرمود : اين راه رفتن جز در اين مورد ، پسند خدا نيست . ( 2 ) آمادگى نيروى مكه مشركان نيز ، برابر مقررات تاكتيك نظامى ، صفآرايى كردند . ستاد فرماندهى در اختيار ابو سفيان و در قلب لشكر بود . خالد پسر وليد فرماندهء ميمنه ، عكرمه « 2 » پسر ابو جهل فرماندهء ميسره ،
--> ( 1 ) - ابو دجانه ( . . . - 11 ه ، . . . 632 م ) سماك پسر خرشه خزرجى بياضى انصارى معروف به ابو دجانه : صحابى شجاع و دلير بود . در اسلام داراى آثار زيبايى است . در نبرد بدر و احد شركت كرد . در احد زخم فراوان خورد . در نبرد يمامه ، در راه خدا كشته شد . . . به او « ذو المشهره » مىگفتند : ذو المشهره زرهى است كه در جنگ به تن مىپوشيد . و شهرت ديگرش « ذو سيفين » بود ؛ چون در احد هم با شمشير خود و هم با شمشير پيامبر - ص - مىجنگيد . . . ( اعلام زركلى ، ج 3 ، ص 203 ) . ( 2 ) - تا آن زمان ، مسلمان نشده بودند .